فرهنگ لغت

برافروختن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

روشن کردن، شعله‌ور ساختن، مشتعل ساختن (متضاد: خاموش کردن) برافروخته شدن، به خشم‌آمدن، خشمگین شدن، غضبناک شدن (متضاد: آرام‌شدن) سرخ شدن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی برافروختن | فرهنگ لغت