برازیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ دَ) (مص ل.) سزاوار بودن، شایسته بودن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبرازنده بودن، زیبندگی داشتن، زیبیدن، زیبا نمودن، زیبندهبودن، سزاوار بودن، شایسته بودن، طرازیدنپینه کردن، وصله کردنواژه قبلی: برازندگیواژه بعدی: براستا