بدکاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رِ) (ص مر.)<BR>۱- آن که مرتکب کارهای بد شود، بدکردار.<BR>۲- شریر، موذی.<BR>۳- فاسق، زناکار، روسپی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رِ) (ص مر.) ۱- آن که مرتکب کارهای بد شود، بدکردار. ۲- شریر، موذی. ۳- فاسق، زناکار، روسپی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدکاره . [ ب َ رَ / رِ ] (ص مرکب ) بدعمل (زن ). زن تباهکار.زانیه . هرزه . فاجر. (یادداشت مؤلف ) : زاهد... خانه ٔ زن بدکاره ای مهمان شد. (کلیله و دمنه ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی