فرهنگ لغت

بدنام

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

بدسابقه، رسوا، بی‌آبرو، بی‌سیرت، سرافکنده، مفتضح، روسیاه، نادرست، انگشت نما، سابقه‌دار بی‌حرمت، بی‌عزت معروف، مشهور شخص بدنام، معلوم‌الحال

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بدنام | فرهنگ لغت