بدنام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(بَ)(ص مر.) دارای شهرت بد، معروف به بدی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآلودهدامن، بیآبرو، رسوا، لجنمال، مفتضح، ننگینبدآوازه ≠ خوشنامواژه قبلی: بدن سازیواژه بعدی: بدنسل