بدمزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدمزه . [ ب َ م َ زَ / زِ / ب َ م َزْ زَ / زِ ] (ص مرکب ) بدطعم . (ناظم الاطباء). کریه الطعم . (یادداشت مؤلف ). ◄ چیزی که گوارا نباشد. (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
بدطعم، بیمزه، زننده، ناخوشایند، نامطبوع، ناگوارا، تلخ گند، متعفن، فاسد، فاسدشده، گندیده، مانده، سمی سوخته غیرآشامیدنی، خراب، تیز [مزه]، ترش، بدبو آزاردهنده، مکروه، ناگوار شور، نمکی
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی