بدقدم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدقدم . [ ب َ ق َ دَ ] (ص مرکب ) شوم قدم . (آنندراج ). بدشگون . بدفال . (ناظم الاطباء). نامبارک پی . شوم پی . مقابل، خوش قدم (مبارک پی ). فرخ قدم . (یادداشت مؤلف ) : بدقدم مانند طاوس است در کیشم همای بس که دیدم دولت ایام را بی اعتبار. اثر (از آنندراج ).
مترادف و متضاد واژهدان
بدشگون، شوم، نافرخ، نحس (متضاد: خوشقدم، فرخپی، مبارکپی)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی