بدعنق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ. عُ نُ) (ص مر.) بدخلق، بدرفتار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ. عُ نُ) (ص مر.) بدخلق، بدرفتار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدعنق . [ ب َ ع ُ ن ُ ] (ص مرکب ) در تداول عوام، کج خلق . بدگوشت . عبوس . بداخم . سخت بدخو. سخت بدخلق . کژخلق . عابس . ترشروی . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی