فرهنگ لغت

بدزین

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بدزین . [ ب َ ] (ص مرکب ) اسبی که هنگام زین کردن رام نباشد و سرکشی کند : مرا در زیر ران اندر کمیتی نه بدنعل و نه بدزین و نه توسن . منوچهری .

معنی بدزین | فرهنگ لغت