بدتخم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبدتخم . [ ب َ ت ُ ] (ص مرکب ) که فرزندان بد آرد. (یادداشت مؤلف ).واژه قبلی: بدتبارواژه بعدی: بدتخمان