بداهت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بداهت . [ ب َ هََ ] (از ع، مص ) ناگاه درآمدن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ بی اندیشه سخن گفتن . بی تأمل گفتن و نوشتن . (فرهنگ فارسی معین ) : بدانچه بداهت خاطر و سخاوت طبع دست دهد قناعت نمایی . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ بنگاه ترجمه ونشر کتاب ص ٨). ◄ (اِمص ) هویدایی . آشکاری . پیدایی . ظهور. ابانت . (یادداشت مؤلف ). ◄ ضرورت . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِ) کلام نااندیشیده . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به بداهة شود.