بد اخلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. اَ) [ فا - ع. ] (ص.) تندخو، خشمگین. مق. خوش اخلاق.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. اَ) [ فا - ع. ] (ص.) تندخو، خشمگین. مق. خوش اخلاق.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بداخلاق . [ ب َ اَ ] (ص مرکب ) تندخوی . بدخوی . بدکار : کآن بداخلاق بیمروت را سنگ بر سر زدن سزاوار است . سعدی (صاحبیه ).
مترادف و متضاد واژهدان
بداغر، بدخلق، بدخو، تندخو، تندمزاج، کجخلق، ناخلف (متضاد: خوشاخلاق، خوشخو)
واژگان فارسی سره واژهدان
دژ خو، تندخو، بد خو
دژخو
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی