بخست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخست . [ ب ُخ ْ خ َ ] (اِ) صدا و آواز دماغ در خواب، و آن را بعربی غطیط خوانند. (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از هفت قلزم ) (انجمن آرا). غطیط صدا و آواز بینی در خواب . (ناظم الاطباء). فخة. فخیخ . (یادداشت مؤلف ). خرخر. ♦ بخست کردن ؛ خرخر کردن خفته و جز آن . غطیط. (مجمل اللغة از یادداشت مؤلف ).
بخست . [ ب َ خ َ / ب ُخ ْخ َ ] (اِ) جانور کوچکی مانند ملخ . (ناظم الاطباء).
بخست . [ ب َ ] (اِ) صدا و آواز هر چیز. (برهان قاطع) (هفت قلزم ) (آنندراج ) (انجمن آرا). صدا و آواز و آواز برگشت . (ناظم الاطباء).