بخریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخریدن . [ ب َ / ب ُ دَ ] (مص ) بخردن . مصروع شدن . ◄ بخردن . زاریدن .بخود پیچیدن از رنج و درد. (ناظم الاطباء). ◄ به معنی الصبیان عربی است . (از فرهنگ شعوری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخریدن . [ ب َ / ب ُ دَ ] (مص ) بخردن . مصروع شدن . ◄ بخردن . زاریدن .بخود پیچیدن از رنج و درد. (ناظم الاطباء). ◄ به معنی الصبیان عربی است . (از فرهنگ شعوری ).