فرهنگ لغت

بخدق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بخدق . [ ب ُ دُ ] (ع اِ) اسفرزه . اسپرزه . اسفیوس . بزرقطونا. در نشوءاللغة بحدق ضبط شده است . و رجوع به نشوءاللغة ص ٩٢ و بحدق شود.

معنی بخدق | فرهنگ لغت