بحث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بَ) [ ع. ] (مص ل.)<BR>۱- مذاکره.<BR>۲- گفتگو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بَ) [ ع. ] (مص ل.) ۱- مذاکره. ۲- گفتگو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بحث . [ ب َ ] (ع مص ) واپژوهیدن . (تاج المصادر بیهقی ). پژوهیدن . (زوزنی ). کاویدن و تفتیش کردن از کسی یا چیزی . (منتهی الارب ). بازپرسی کردن . تفتیش . واکاویدن سخن . (آنندراج ). کاوش . واکاویدن از سخن . جستجو. شدت طلب . کافتن . (نصاب الصبیان ). بازجستن . کاویدن . (ترجمان علامه جرجانی ص ٢٥). کاوش . تفتیش . استقصا. (ناظم الاطباء). تفحص . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(کشاف اصطلاحات الفنون ) : در آن دیار هم شرایط بحث ... هرچه تمامتر بجای آوردم . (کلیله و دمنه ).شرایط بحث اندران بغایت رسانیدم . (کلیله و دمنه ). بحث عقل است این چه عقل ای حیله گر تا ضعیفی ره برد آنجا مگر بحث عقلی گر در و مرجان بود آن دگر باشد که بحث جان بود. مولوی . مال بی تجارت و علم بی بحث و ملک بی سیاست ... (ازگلستان سعدی ). ◄ مباحثه . جدل . محاجة. گفتگو. مذاکرة. مناظره . مسئله پرسیدن : گروهی حکما در حضرت کسری به مصلحتی سخن همی گفتند و بزرجمهر... خاموش، گفتندش که چرا در این بحث سخن نگوئی ؟ (از گلستان سعدی ). ◄ گفتگو. سخن . حدیث : یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان بحث سر عشق و ذکرحلقه ٔ عشاق بود. حافظ. ساقی حدیث سرو و گل و لاله میرود وین بحث با ثلاثه ٔ غساله میرود. حافظ. بحث بلبل بر حافظ مکن از خوش سخنی پیش طوطی نتوان نام هزاران بردن . حافظ. ♦ بحث درباره چیزی یا کسی رفتن ؛ درباره ٔ کسی یا چیزی گفتگو شدن . دور زدن سخن درباره ٔ چیزی یا کسی : ز خارزار تعلق کشیده دامن دار که بحث بر سر یک سوزن مسیحا رفت . صائب . گفتمش جان داد شاهی بی تو، گفت بحث در خضر و مسیحا می رود. امیر شاهی سبزواری . ◄ در اصطلاح اهل نظر بر حمل چیزی بر چیزی و بر اثبات نسبت خبری بدلیل و بر اثبات محمول برای موضوع و بر اثبات عرض ذاتی برای موضوع علم و بر مناظره اطلاق شود. (از کشاف اصطلاحات فنون ). ◄ اعتراض . ایراد. ◄ مجازاً، جنگ و نزاع . (آنندراج ). جدال . (ناظم الاطباء). و رجوع به حکمت اشراق ص ٢٩٨، ٣٠٥ - ٣٠٨ و تمدن جرجی زیدان ج ٥ ص ١٤٢ و دزی ج ١ ص ٥٢ شود. ◄ کندیدن و کاویدن زمین . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). زمین را کاویدن . طلب چیزی کردن در خاک .
بحث . [ ب َ ] (ع اِ) معدن . کان . ◄ مار بزرگ . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ج، بحوث . (منتهی الارب ).
مترادف و متضاد واژهدان
جدال، گفتگو، مباحثه، مذاکره، مقال، مناظره، مناقشه درس جستار، مبحث
واژگان فارسی سره واژهدان
گفتمان، گفتگو، گفت و شنود، کاوش، جویش، جستار، جستار