بجای داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجای داشتن . [ ب ِ ت َ ](مص مرکب ) باقی گذاشتن . نگه داشتن : چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت . (قصص الانبیاء ص ٢٩). ◄ بموقع نهادن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجای داشتن . [ ب ِ ت َ ](مص مرکب ) باقی گذاشتن . نگه داشتن : چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت . (قصص الانبیاء ص ٢٩). ◄ بموقع نهادن .