بجاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بجاد. [ ب ِ ] (اخ ) مردی از بنی سعدبن بکربن هوازن که در جنگ رسول با بنی هوازن دفاع کرد. (از امتاع الاسماع ص ٤١٣).
بجاد. [ ب ِ ] (اِخ ) ابن عثمان . یکی از بناکنندگان مسجد ضرار است . (از امتاع الاسماع ص ٤٨٢).
بجاد. [ ب ِ ] (ع اِ) گلیم مخطط. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کساء مخطط. چادر منقش . ج، بُجُد. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ♦ ذوالبجادین ؛ لقب عبداﷲبن عبدتهم که دلیل نبی (ص ) بود. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).