بثنیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بثنیة. [ ب َ ث َ نی ی َ ] (اِخ ) نامی است که عرب بخصوص بر سرزمینهای حاصلخیز مجاور حوران و جولان ماوراء اردن داده است و مرکز آن اذرعات (درعا) بود وعرب بسال ٦٣٤ م . آنجا را گرفت . (از اعلام المنجد).
بثنیة. [ ب َ / ب ِ ث َ نی ی َ ] (ع اِ) برخی گویند همان نام بثنة است . بعضی نیز گویند که گندمی را منسوب به شهری بدین نام خوانده اند. و جمعی بدانجا منسوب اند. (از معجم البلدان ). نوعی از گندم نفیس که در ده بثنه پیدا شود. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ). گندمی است معروف به شام . (مهذب الاسماء). گندمی منسوب به بثنه از نواحی شام . (از اقرب الموارد). ◄ هر گندمی که در زمین نرم روید، خلاف جبلیه . (منتهی الارب ). گندم جلگه ای در مقابل گندم کوهستانی . (آنندراج ) (ناظم الاطباء).هر گندم که در زمین نرم روید. (از اقرب الموارد).