بثق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بثق . [ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) سرچشمه و کناره ٔ نهر که درانیده شده باشد. ج، بُثوق . (منتهی الارب ). بندآب گشاده . (مهذب الاسماء). آنجا که بند شکسته شود. (از اقرب الموارد). ج، بُثوق . چنانکه گفته اند: و هؤلاء اهل الوثوق فی سد البثوق . (اقرب الموارد).
بثق . [ ب َ / ب ِ ] (ع مص ) زوداشک گردیدن چشم . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). زودریختن اشک . (از اقرب الموارد). ◄ ویران کردن سیل بند را. (تاج المصادر بیهقی ) (از مصادر زوزنی ). درانیدن سیل کناره ٔ نهر را. (آنندراج ) (منتهی الارب ). بند جوی گشادن . شکافتن سیل دیواره ای را. (از اقرب الموارد). درانیدن توجبه کناره جوی را. (ناظم الاطباء). ◄ صدور. خروج . (دزی ). تبثاق . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). و رجوع به تبثاق شود.