بتقریب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتقریب . [ ب ِ ت َ ] (ق مرکب ) تقریباً. (ناظم الاطباء). ◄ با حرکت تقریب که نوعی است از حرکات اسب . رجوع به تقریب شود : همی راندم فرس را من بتقریب چو انگشتان مرد ارغنون زن . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتقریب . [ ب ِ ت َ ] (ق مرکب ) تقریباً. (ناظم الاطباء). ◄ با حرکت تقریب که نوعی است از حرکات اسب . رجوع به تقریب شود : همی راندم فرس را من بتقریب چو انگشتان مرد ارغنون زن . منوچهری .