بتفور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتفور. [ ب َ ] (اِ) پیرامون دهان را گویند مطلقاً خواه از انسان و خواه از حیوان دیگر. (برهان قاطع). پیرامون دهن . پوز. برپوز. برپوس . (فرهنگ جهانگیری ). اطراف دهن . گرداگرد دهان . بتپوز. بدفوز. (فرهنگ ضیاء). گرداگرد دهان حیوانات و انسان . (ناظم الاطباء) : عاریت داده پدر سبلت و ریش و بتفور به بخارا شده هنگام صبی علم آموز. سوزنی . شاید صورتی یا تصحیفی از بتفوز باشد. رجوع به بتفوز شود. ◄ اطراف بینی . (ناظم الاطباء). ◄ گرداگرد کلاه . ◄ منقار مرغان . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).