بتة
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ تِّ) (اِ.) نک بوته. ؛ از زیر ~ درآمدن بی اصل و نسب بودن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ تِّ) (اِ.) نک بوته. ؛ از زیر ~ درآمدن بی اصل و نسب بودن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتة. [ ب ِ ت َ ] (ع مص ) جای گرفتن . مقیم شدن . (منتهی الارب ).
بتة. [ ب َت ْ ت َ ] (ع مص ) بریدن و قطع کردن . ◄ عاجز کردن کسی را ازرسیدن به قافله . (منتهی الارب ). ◄ بریده شدن . ◄ فروماندن در راه . (منتهی الارب ). ۩ سکران لایبت امراً؛ یعنی بحیثی مست است که قطع و یکسو نمی کند کار را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ نیت و عزم روزه : در حدیث است که لاصیام لمن لایبت الصیام من اللیل ؛ یعنی نیست روزه کسی را که نیت و عزم آن را از شب نکند(منتهی الارب ). بَت ّ. (منتهی الارب ) . و رجوع به بت شود. ◄ بریدن ازهمسر و دوست . طلاق باین دادن : طلقها بتة و بتاتاء؛ طلاق باین داد که در آن رجعت جایز نیست . (منتهی الارب ).و رجوع به بتات شود. طلقها بتة و بتاتاء؛ ای بتلة بائنه ؛ یعنی بریدنی که در آن بازگشت نباشد دیگر و طلقها ثلاثاًبتة که در هر دو بازگشت نیست . (از اقرب الموارد). طلاق باین داد او را که در آن رجعت جایز نیست . (یادداشت مؤلف ). ♦ البتة ؛ قطعاً و جزماً (از: ال +بت + ة) لاافعله بتة و البتة؛ نخواهم کرد این کار راهرگز. نخواهم کرد آن را جزماً و قطعاً. (یادداشت مؤلف ).
بتة. [ ب َت ْ ت َ ] (هندی، اِ) دستور فوق العاده ٔ سپاه در میدان جنگ . ◄ جزر. مقابل مد. (ناظم الاطباء).