بتازیانه گرم کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بتازیانه گرم کردن . [ ب ِ ن َ / ن ِ گ َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اسب را با زدن تازیانه به تند رفتن داشتن . ◄ کنایه از به تندی و درشتی بر سر کار آوردن . مأخذش آنکه اسپ را ساعتی قبل از سواری یک میدان جولان دهند و به تازیانه گرم کنند تا در سواری حرونی نکندو در تاختن نفسش گرفته شود. (آنندراج ) : تا کی دهد عنان مرادم فلک به دست حالا بتازیانه مرا گرم داشتست . بابا فغانی . آهم به تازیانه دگر گرم کرده است تا در کدام معرکه سر میدهد مرا. شاپور.