بانگیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانگیدن . [ دَ ] (مص جعلی ) مصدرجعلی از بانگ بمعنی بانگ برآوردن . آوا دردادن . بانگ و فریاد کردن . (آنندراج ). بانگ کردن . (فرهنگ شعوری ج ١ ص ١٨١). فریاد کردن باصدای بلند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانگیدن . [ دَ ] (مص جعلی ) مصدرجعلی از بانگ بمعنی بانگ برآوردن . آوا دردادن . بانگ و فریاد کردن . (آنندراج ). بانگ کردن . (فرهنگ شعوری ج ١ ص ١٨١). فریاد کردن باصدای بلند. (ناظم الاطباء).