بانگک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانگک . [ گ َ ] (اِ مصغر) بانگ کوتاه : پوپک دیدم به حوالی سرخس بانگک بربرده به ابر اندرا. رودکی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانگک . [ گ َ ] (اِ مصغر) بانگ کوتاه : پوپک دیدم به حوالی سرخس بانگک بربرده به ابر اندرا. رودکی .