بانوجهان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانوجهان . [ ج َ ] (اِخ ) همسر امیر مبارزالدین محمدمیبدی بود. امیر مبارزالدین در ٢٩سالگی با زن دوم خود بانوجهان نواده ٔ سیورغتمش مزاوجت نمود. (از سعدی تا جامی ص ١٧٩). و توان احتمال داد که در اصل جهان بانو بوده و در ترجمه ٔ انگلیسی بدین صورت درآمده است .