بانمک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانمک . [ ن َ م َ ] (ص مرکب ) (از: با + نمک ). که نمک دارد. نمکدار. نمکین . ملیح . باملاحت . خوش نمک . ملیحه . ◄ خوشمزه . طیبت گو. خوش صحبت .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانمک . [ ن َ م َ ] (ص مرکب ) (از: با + نمک ). که نمک دارد. نمکدار. نمکین . ملیح . باملاحت . خوش نمک . ملیحه . ◄ خوشمزه . طیبت گو. خوش صحبت .