بانقوسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانقوسی . [ ن َ ](ص نسبی ) منسوب به بانقوساست . کوهی در حومه ٔ حلب .
بانقوسی . [ ن َ ] (اِخ ) صادق بن عبدالرحمن بانقوسی حلبی، از افاضل حلب بود و در آن شهر تولد یافت و بسال ١٢٠٣ هَ . ق . در همان شهر درگذشت، اشعاری دارد و کمال الدین عزی قطعه ای ازو آورده است . (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٢٢). و رجوع به ریحانة الادب ج ١ شود.
بانقوسی . [ ن َ ] (اِخ ) عبدالقادربن صالح بن عبدالرحمن حلبی بانقوسی فقیهی حنفی و فاضل بود. «سلک النضار» که شرحی بر الدر المختار است از اوست، همچنین «تعلیق بر اوائل » صحیح البخاری و شرحهای دیگری نیز دارد. او بسال ١١٤٢ هَ . ق . تولد یافت و در ١١٩٩ هَ . ق . درگذشت . (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٥٣٤).