بانفوذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانفوذ. [ ن ُ ] (ص مرکب ) (از: با+نفوذ) که نفوذ دارد. متنفذ. مقتدر. مؤثر. بااثر.
مترادف و متضاد واژهدان
منتفذ، قدرتمند تاثیرگذار
فرهنگ طیفی واژهدان
مسلط، مستولی، چیره، غالب، پیروز، موفق، مظفر، فیروز، قاهر پرقدرت، استخواندار، نافذ، صاحب اعتبار، متنفذ، عالیرتبه، مقتدر، توانا
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی