بانجیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بانجیر. (اِخ ) نام پسر عبداﷲ الخوزی یکی از متصوفه ٔ قرن ششم هجری . قزوینی در حاشیه ٔ شدالازار نویسد: در نسخه ٔ دیگر «بنجیر» نوشته شده و گاهی نساخ بی اطلاع آن را بیخبر هم ضبط کرده اند. در شیرازنامه ص ١٣٨ نام او به مناسبت مدرسه و رباطی که در شیراز بناکرده بود برده شده است . این کلمه از اعلام دیالمه است از جنس وشمگیر و گورگیر و شیرگیر. (از حواشی شدالازار ص ٢٩٦). و رجوع به تعلیقات شدالازار صص ٥٢٩ - ٥٣٧ و بنجیر شود.