بامین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بامین . (اِخ ) نام قصبه ایست از اعمال هرات بر ناحیه ٔ بادغیس . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ظاهراً همان بامئین است و البته غیر از بامی و بامیان معروف است که در نواحی شمال شرقی افغانستان امروزی است . و منسوب به بامین، بامنجی است : دیگر چو تو کیست چون تو گشتستی مفتی و فقیه بلخ و بامین را. ناصرخسرو (دیوان ). ◄ صورت دیگری از بامی لقب شهر بلخ : گویی که فلان فقیه گفته ست آن فخر امام بلخ بامین . ناصرخسرو. گه بلابین بلخ بامینم گه غم آگین مرو شهجانم . روحی ولوالجی .
فرهنگ نامهای فارسی
نام زنانه