بالمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالمان . (اِخ ) نام قلعه ایست در مازندران . رابینو گوید: بعد از مرگ سلطان تکش بسال ٥٩٦ هَ . ق . شاه اردشیر در مازندران قلعه های بالمان و جهینه وتمام حدود از گرگان تا ری و دژ فیروزکوه را تسخیر کرد. (از ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ١٧٥).
بالمان . [ ل ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کزاز علیا بخش سربند شهرستان اراک که در ٣ هزارگزی باختر آستانه و ٣ هزارگزی راه مالروی عمومی واقع است . ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای ٤٩٥ تن سکنه، آب آنجا از قنات و رودخانه ٔ تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و بن شن و انگور و شغل مردمش زراعت و گله داری و قالیبافی است . از شازند بدانجا میتوان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).