بالام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالام . (ترکی، اِ مرکب ) (از ترکی بالا بمعنی فرزند و میم علامت تملک یا ضمیر متصل مفعولی ترکی ) کلمه ٔ عطوفتی است که کوچکتران و زیردستان را بدان آواز دهند. (یادداشت مؤلف ). ◄ تکیه کلامی زنان را در خطاب بیکدیگر. ◄ بمزاح، قزوینی چه قزوینیان بتقلید ترکان اطفال و زیردستان و یا اکفاءو اقران را بالام خطاب کنند. رجوع به بالامجان شود.
بالام . (اِ) حوت . نوعی ماهی است . کلمه ٔ بالنا بصورت بالام و بال و وال و فال و اوال و افال و شال و والی و اول و اوک و واک و اکیال معرب شده است . (از نشوء اللغة ص ٨٢). و رجوع به بال و وال شود.