بالاشهر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالاشهر. [ ش َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان رودان بخش میناب شهرستان بندرعباس که در ٥٠ هزارگزی شمال میناب و ٢ هزارگزی راه فرعی میناب به کهنوج واقع است و ٤٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨). چهارفرسخ بیشتر میانه ٔ شمال و مغرب میناب است . (از فارسنامه ٔ ناصری ).
بالاشهر.[ ش َ ] (اِخ ) قریه ای است یک فرسنگی مغرب شهر خفر. (از فارسنامه ٔ ناصری ). دهی است از دهستان خفر بخش خفر شهرستان جهرم که در ٦ هزارگزی جنوب باختری باب انار و یکهزارگزی جنوب شوسه ٔ شیراز به جهرم در جلگه واقع است . ناحیه ایست گرمسیر و دارای ٣٥٤ تن سکنه، آب آن از رودخانه ٔ قره آغاج تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و برنج و مرکبات و بادام و انار و شغل مردمش زراعت و باغداری و راهش فرعی است . بنای مقبره ٔ جاماسب حکیم در اینجاست (؟). (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).