بالاخوانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالاخوانی . [ خوا / خا ] (حامص مرکب ) کنایه از آن است که کسی چیزی را زیاده از آنچه هست وانماید. (برهان قاطع). یعنی زیاده از آنچه هست خود راوانمودن . (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). خود را زیادتر از آنچه هست وانمودن . (فرهنگ نظام ) : یک خود را بصد سازد ظهوری خرج در مجلس کند تا مدعی را زیر، بالاخوانیی دارد. ظهوری (از آنندراج ). چو دید از قامت او سرو نرخ خویش را نازل ز بالاخوانی بیجای قمری منفعل باشد. محسن تأثیر (از آنندراج ).