بالا بلند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا بلند. [ ب ُ ل َ ] (ص مرکب ) آخته بالا. درازقامت . (آنندراج ). بلندقامت . درازقد. (ناظم الاطباء). کشیده قد. بلنداندام . طویل القامة. بلندبالا : در آخر یکی مادیان بد سمند قوی هیکل و تند و بالابلند. فردوسی . ◄ مجازاً، معشوق زیبا و آخته قامت : ز دست کوته خود زیر بارم که از بالابلندان شرمسارم . حافظ. بالابلند عشوه گر سرو نازمن کوتاه کرد قصه ٔ زهد دراز من . حافظ. و رجوع به بالا شود.