باقی داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باقی داشتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) بدهکارشدن از حاصل عملی . بدهکار شدن پس از تسویه ٔ حساب . همه ٔ چیزی را ادا نکردن . ◄ وام دار بودن . (ناظم الاطباء). ◄ بجا گذاشتن . ابقاء. (ترجمان القرآن ). تبقیه . (تاج المصادر بیهقی ). تمتیع. امتاع . (منتهی الارب ). تثمیل . (تاریخ المصادر بیهقی ).