فرهنگ لغت

باظرنوح

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باظرنوح . [ ] (اِخ ) شهری کوچک است . حقوق دیوانیش پانزده هزار دینار. این نام در حاشیه ٔ نزهةالقلوب چاپ لیدن بصورت «ناظربوح » نیزآمده ولی صحیح ضبط فوقست در نسخه ٔ خطی قدیم ضبط باطونوح نیز دیده شد. (نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص ١٢١).

معنی باظرنوح | فرهنگ لغت