باشام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باشام . (اِ) پرده . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (انجمن آرای ناصری ). در مجمعالفرس مطلقاً بمعنی پرده است . (فرهنگ شعوری ج ١ ورق ١٧٧). ◄ سرانداز زنان که به تازی مقنعه گویند. (رشیدی ). و رجوع به باشامه شود. ◄ پرده ٔ ساز. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ پیه . چربی . (ناظم الاطباء). باشامه . باشانه . رجوع به باشامه و باشانه شود.