باش بلاغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باش بلاغ . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز که در ٣٠ هزارگزی شوسه ٔ تبریز و میانه واقع است . ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و ٢١٦ تن سکنه و آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و حبوب و شغل مردمش زراعت و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیای ایران ج ٤).
باش بلاغ . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد که در ٥٥٠٠ متری خاورآغ کند و در ٢٢٥٠٠گزی شوسه ٔ میانه به زنجان واقع است . ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و ١٠٢ تن سکنه که آب آن از دو رشته چشمه تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و حبوبات و سردرختی و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
باش بلاغ . [ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل تپه فیض اﷲبیکی بخش مرکزی شهرستان سقز که در ٦٣ هزارگزی خاور سقز و ١٢ هزارگزی شمال باختری کرفتو واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر با ٤٥٠ تن سکنه و آب آن ازچشمه تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و توتون و لبنیات و مختصری میوه و شغل مردمش زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).