فرهنگ لغت

باسفهری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باسفهری . [ ] (اِخ ) دریای باسفهری اندر پارس بنزدیکی شیراز، درازای او هشت فرسنگ اندر پهنای هفت فرسنگ . (حدود العالم چ طهرانی ص ١٠). چنین دریاچه ای درنزهةالقلوب بصورت باسفهویه ضبط شده و گوید دریاچه ای است به ولایت فارس بحدود اصطخر، طولش هفت فرسنگ در عرض یک فرسنگ . رجوع به نزهةالقلوب چ لیدن ص ٢٤٠ شود.

معنی باسفهری | فرهنگ لغت