بازیافت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مص مر. اِمر.)<BR>۱- آن چه که بی زحمت و رنج به دست آید.<BR>۲- به دست آوردن مواد قابل استفاده از موادی که قبلاً مصرف شدهاند.<BR>۳- پیدا کردن و به دست آوردن آن چه گم شدهاست.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مص مر. اِمر.) ۱- آن چه که بی زحمت و رنج به دست آید. ۲- به دست آوردن مواد قابل استفاده از موادی که قبلاً مصرف شدهاند. ۳- پیدا کردن و به دست آوردن آن چه گم شدهاست.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازیافت . [ بازْ ] (مص مرکب مرخم، اِمص مرکب )پیدا کردن . به دست آوردن : من در اثنای آن گیرودار و در ضمن آن پیکار و کارزار [ در ] اندیشه ٔبازیافت آن جوان میبودم . (مقامات حمیدی ). ◄ استدراک . ◄ خریدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). ◄ اصطلاح مالی عهد صفوی بمعنی دریافت : مشاعل طلا و نقره و ... به تأمینی مشعلدار باشی مقرر است که سال به سال از قرار تومارسان که بمهر ناظر و رقم اعتمادالدوله رسد مواجب بازیافت مینماید. (تذکرةالملوک ص ٣٢ چ دبیرسیاقی ). از خلعتی که به هرکس دهند ده یک قیمت واقعی بازیافت و برین موجب تقسیم میشود... (تذکرةالملوک چ دبیرسیاقی ص ٦٥).
مترادف و متضاد واژهدان
حاصل، یافته استحصال
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی