بازی دادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص م.)<BR>۱- کسی را سرگرم ساختن.<BR>۲- فریب دادن کسی.<br>مترادفها و واژههای مرتبطسرگرم ساختن، غافل نگاه داشتن، مشغول ساختنفریب دادن، گول زدن، نیرنگ زدن ≠ بازیخوردنواژه قبلی: بازیواژه بعدی: بازی درآوردن