فرهنگ لغت

بازپیوستن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بازپیوستن . [ پ َ / پ ِ وَ ت َ ] (مص مرکب ) دوباره پیوستن . دوباره ملحق شدن . ارتباط یافتن . مرتبط شدن : وگر خواهی بشاهی بازپیوست دریغا من که باشم رفته از دست . نظامی . ز حد گذشت جدائی میان ما ایدوست هنوز وقت نیامد که بازپیوندی ؟ سعدی (طیبات ). و رجوع به پیوستن شود.

معنی بازپیوستن | فرهنگ لغت