بازشکستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازشکستن . [ ش ِ ک َ ت َ ] (مص مرکب ) دوباره شکستن . شکستن استخوان را بعد از گرفتگی . هَیض . اهتیاض . ◄ اهتضام ؛ چیزی از حق کسی بازشکستن . ◄ اجتراع ؛ چوب از درخت باز شکستن . (منتهی الارب ). و رجوع به شکستن شود.