بازریا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازریا.[ زَ رِ ] (اِخ ) نام شهری در مسیر اسکندر به مشرق، به روایت کنت کورث (کتاب ٨ بند ٢) اسکندر از بازریا به مَرَکند مراجعت کرد. (ایران باستان ج ٢ ص ١٧٣٠).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازریا.[ زَ رِ ] (اِخ ) نام شهری در مسیر اسکندر به مشرق، به روایت کنت کورث (کتاب ٨ بند ٢) اسکندر از بازریا به مَرَکند مراجعت کرد. (ایران باستان ج ٢ ص ١٧٣٠).