بازرساندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازرساندن . [ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب ) رساندن . بردن . تحویل دادن . ◄ برگرداندن : چون خواجه به خانه نبود جامه هم آنجا رها کردم تا بها بازرساند. (سندبادنامه ص ٢٤٤). گوشت بستدم و بخانه باز میرفتم، بادم درربود، آوازی شنیدم که ای باد او را بخانه ٔ خود بازرسان . (تذکرةالاولیاء عطار).