بازداشتنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازداشتنی . [ ت َ ] (ص لیاقت )لایق حفظ و نگاهداری . ◄ کسی که درخور بازداشت و توقیف است : و هر که بازداشتنی بود فرمود تا حبس کردند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٩٨١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازداشتنی . [ ت َ ] (ص لیاقت )لایق حفظ و نگاهداری . ◄ کسی که درخور بازداشت و توقیف است : و هر که بازداشتنی بود فرمود تا حبس کردند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ٩٨١).