فرهنگ لغت

بازداشت کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

به‌زندان انداختن، توقیف کردن، حبس کردن، زندانی کردن (متضاد: آزاد کردن)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بازداشت کردن | فرهنگ لغت